۱۳۹۵ اسفند ۱۲, پنجشنبه

تداوم بازداشت مجید اسدی در زندان اوین



مجید اسدی، زندانی سیاسی سابق، از سی ام بهمن ماه در زندان اوین تحت بازجویی قرار دارد.

 یک منبع مطلع در خصوص بازداشت دوباره مجید اسدی، گفت: که آقای اسدی پس از بازداشت در تماس تلفنی کوتاهی با خانواده اش گفته است که به زندان اوین منتقل شده ولی درباره اینکه به دقیقا در کدام «بند» این زندان نگهداری می شود و چه اتهاماتی به او وارد شده، چیزی نگفته است.
این منبع همچنین ادامه داد که ماموران پس از بازرسی محل زندگی، تعدادی از وسایل خصوصی آقای اسدی را نیز ضبط کرده‌اند.

مجید اسدی به عنوان مترجم در یک شرکت خصوصی به کار و تحقیق مشغول بوده و دلایل بازداشتش هنوز نامشخص است،و به گفته یک منبع مطلع «مامورانی که مجید را بازداشت کردند نه خودشان را معرفی کرده‌اند و نه حکمی نشان داده‌اند اما مجید اسدی فعالیت خاص و مشخصی هم نداشت و فقط سابقه زندانی سیاسی بودن و ارتباطات دوستانه‌اش با همبندیان سابق می‌تواند به حساس شدن دستگاه‌های امنیتی منجر شده باشد.»

مجید اسدی، ۳۴ ساله، سابقه بازداشت و زندانی شدن به دلایل سیاسی را دارد، این فعال دانشجویی سابق دانشگاه علامه طباطبایی تهران، نخستین بار، سیزدهم تیرماه ۱۳۸۷ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و پس از حدود سه ماه با سپردن وثیقه آزاد شد. او در اسفند ۱۳۸۸ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» به چهار سال زندان محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شد. سیزدهم مهر ۱۳۹۰، مجید اسدی برای تحمل زندان به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد و هیجدهم خرداد ۱۳۹۴ با پایان محکومیت آزاد شد.

لازم به ذکر است  که مجید اسدی به دلیل تجربه ۴ سال زندان و اعتصاب غذا در بهار ۱۳۹۳ به مشکلاتی در دستگاه گوارش مبتلا بوده و عدم دسترسی یا کمبود امکانات پزشکی در زندان اوین ممکن است بیماری‌اش را تشدید کند.

منبع : تارنگار حقوق بشر

۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه

چهارشنبه سوری؛ یعنی ما با تو متفاوتیم


با روی کار آمدن خمینی چهارشنبه سوری که جشنی باستانی برای همه ایرانیان محسوب می شد تبدیل به جرم و عملی مخرب از دیدگاه حکومت شد، و برای مردم نیز علاوه بر پاسداشت مقدم بهار طبیعت محتوایی سیاسی و اعتراضی به خود گرفت. یعنی برافروختن آتش در چهارشنبه آخر سال و نشان دادن شادی و سرشاری خود تبدیل به نوعی اعتراض در مقابل اندیشه ای شد که در پی امحا‌ء مظاهر ایرانیت یک موجودیت چندده میلیونی بود.
در سالهای گذشته حکومت همواره تلاش کرده است تا با تبلیغات و دستگیری های پیشگیرانه تا حد امکان قبل از رسیدن به موعد چهارشنبه آخر سال اوضاع را در کنترل در آورد. به همین منظور امسال کمپین  «مواد منفجره چهارشنبه سوري را تحريم كنيم» را به صورت گسترده در رسانه های دولتی تبلیغ و ترویج می کند و با وارونه گویی از حادثه پلاسکو می خواهداینطور وانمود کند که عدم شرکت در چهارشنبه سوری نوعی همدردی و همکاری با آتش نشان هاست. البته سوء استفاده از آتش نشان های مظلومی که در بی امکانی مطلق در پلاسکو جان باختند تمام ماجرا نیست زیرا سركرده نيروي انتظامي نیز اعلام كرده است كه امسال مي خواهد قبل از چهارشنبه سوري جوانان عاصي را كه او آنها را اشرار مي خواند، دستگير و در يك ورزشگاه نگهداري كرده تا  چهارشنبه سوري را از سر بگذراند. اما جدی ترین بخش سناریو پیشگیری سوء استفاده از آتش نشان های جانباخته یا تهدیدات آقای رییس! نیروی انتظامی نیست بلکه آنجایی ست که فتوای خامنه ای به عنوان حل المسائل! وارد صحنه می شود آنجایی که می گوید: «چهارشنبه‌سوری هیچ مبنای شرعی ندارد و مناسب است از آن اجتناب شود.» فتوایی! که به طور طبیعی رعایتش بر مقلدان نداشته اش واجب! است.
اما موضوع اصلی یا به عبارتی دیگر اصل موضوع این است که چهارشنبه آخر سال برای حکومت گران یک آتشفشان محسوب می شود که باید با تمهیدات گوناگون جلوی فوران آنرا گرفت. البته تجربه نشان داده است که جلوی فوران آتشفشان را نمی توان گرفت همانطور که سال قبل نیز بسیاری از سطلهای زباله در خیابان هایی که تقریبا در کنترل جوانان درآمده بود به آتش کشیده شد یا برخی از خودروهای دولتی که قصد مزاحمت و دستگیری جوانان را داشتند در یک عمل تدافعی توسط معترضین آتش زده شد. و اگر فراموش نکرده باشیم همانموقع خبرگزاري فارس خبر آتش زدن 41 سطل بزرگ زباله و 11 مورد آتش زدن وسايل نقليه و آتش زدن 10 مورد ساير اماكن وابسته به حکومت توسط جوانان را  منتشر كرد. همه این نمونه ها نشان می دهد که چهارشنبه سوری برای جامعه امروز ایران به یک پدیده سیاسی و اعتراضی تبدیل شده است؛ مثل بسیاری فرصت های اجتماعی دیگر که جامعه تفاوتش را با حاکمان در آن نشان می دهد.